انواع غذاها و طرز پخت غذاهاي ايراني
انواع گياهان خوراكي و طرز تهيه غذاهاي ايراني و آموزش آشپزي با گوشت پرندگان
  
موضوعات وب
    موضوعي ثبت نشده است
جستجوگر
لوگوی ما
    انواع غذاها و طرز پخت غذاهاي ايراني
عضویت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :
پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
پیوندهای روزانه
    لينكي ثبت نشده است
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
    عضویت لغو عضویت
لوگوی دوستان
    لوگوي دوستان لوگوي دوستان
    لوگوي دوستان لوگوي دوستان
    لوگوي دوستان لوگوي دوستان
آرشيو مطالب
آمار
    افراد آنلاين : 1
    بازديد امروز : 2
    بازديد ديروز : 4
    بازديد كل : 178
امکانات وب

آفتابگردان
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
(تغييرمسير از گل آفتاب‌گردان)
براي آلبوم گل آفتابگردون از گروه آريان، گل آفتابگردون (آلبوم) را ببينيد. براي ديگر كاربردها، آفتابگردان (ابهام‌زدايي) را ببينيد.
آفتاب‌گردان
دشت آفتاب‌گردان
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
رده:     دولپه‌اي‌ها
راسته:     گل مينا
تيره:     گل‌ستاره‌اي‌ها
سرده:     آفتاب‌گردان‌ها
گونه:     H. annuus
نام علمي
Helianthus annuus
لينائوس

گل آفتاب‌گردان، گل آفتاب يا گل آذريون (عربي‌شدهٔ آذرگون)[۱] گياهي است از خانوادهٔ گل‌ستاره‌اي‌ها (Asteraceae) از جنس آفتاب‌گردان‌ها (Helianthus). گل آفتاب‌گردان گياهي است يك ساله و تا حدود سه متر رشد مي‌كند. گل آن درشت و زيبا و به قطر ۳۵ سانتيمتر مي‌باشد. در وسط گل قرمز رنگ آن دايره‌اي قهوه‌اي رنگ وجود دارد كه تخم‌هاي آفتاب‌گردان دورادور آن‌را گرفته‌اند. اين گياه در اكثر نقاط دنيا وجود دارد. از تخم آفتاب‌گردان روغن گرفته مي‌شود كه اشباع نشده است و براي پخت‌وپز مناسب است.

محتويات

    ۱ در ادبيات فارسي
    ۲ مصارف
    ۳ تصورهاي اشتباه
    ۴ نگارخانه
    ۵ جستارهاي وابسته
    ۶ منابع

در ادبيات فارسي

در ادبيات فارسي از واژه آذريون كه عربي شدهٔ آذرگون است براي نام بردن از اين گل استفاده شده است.

قاآني مي‌سرايد:
دمن به حلهٔ حمرا ز برگ آذريون         چمن به كلهٔ خضرا ز شاخ سيسنبر
مصارف

از دانه گل آفتاب‌گردان براي روغن‌كشي براي تهيه روغن خوراكي استفاده مي‌شود.
تصورهاي اشتباه
آفتاب‌گردان‌ها و خورشيد كه به وضوح پشت سر آن‌ها قرار دارد.

    آفتاب‌گردان‌هاي گل‌دار خورشيد را در آسمان دنبال نمي‌كنند.[۲]
    سر اين گياه‌ها تمام روز روبه يك جهت (معمولاً شرق) باقي مي‌ماند.[۳]
    البته در يكي از مرحله‌هاي اوليه رشد آن‌ها، غنچه‌ها آفتاب را دنبال مي‌كنند و قرار گرفتن همهٔ آفتاب‌گردان‌ها در يك جهت در زمان رشد كامل به همين دليل است.[۴]

نگارخانه

    مزرعه گلهاي آفتابگردان.jpg
    Iglesia de Nuestra Señora de La Blanca, Cardejón, España, 2012-09-01, DD 02.JPG
    Sunflower Bumbebee.jpg
    Sunflower seedlings.jpg
    Helianthus annuus1.jpg
    Sunflower-fruiting head.jpg
    Sunflower head snack.jpg
    SunflowerNepal.jpg
    Sunflower-stereo-crossview.jpg
    Sunflowerstage.jpg

جستارهاي وابسته

    گل‌هاي آفتابگردان

منابع

علي‌اكبر دهخدا و ديگران، سرواژهٔ «آذريون»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازيابي در ۱۸ اوت ۲۰۱۳).
Gerard, John (1597). Herball, or Generall Historie of Plantes. London: John Norton. pp. 612–614. Retrieved 2012-08-08. Popular botany book in 17th century England.
"Sunflowers in the blooming stage are not heliotropic anymore. The stem has frozen, typically in an eastward orientation.
زيست‌انرژي
زيست‌سوخت‌ها    

    الكل سوخت جلبك باگاس Babassu oil Biobutanol زيست‌ديزل زيست‌گاز Biogasoline Corn stover سوخت اتانول
        cellulosic mixtures Methanol Stover
        Corn stover كاه دانه‌هاي روغني
        سوخت روغن‌نباتي Wood gas

   
Sugar cane leaves.jpg
رده:محصول انرژي    

    جو (گياه) مانيوك انگور Hemp ذرت جو دو سر روغن نخل سيب‌زميني كلزا برنج سورگوم دورنگ سويا Sugarcane چغندر قند گل‌آفتاب‌گردانيان گندم Yam

محصولات انرژي غير غذايي    

    Arundo Big bluestem كتان‌كش ترياديكا سبيفرا عدسك‌آبيان جاتروفا كاركس Millettia pinnata Miscanthus giganteus چمن‌تركه Wood fuel

فن‌آوري    

    Bioconversion سامانه گرمايشي زيست‌توده Biorefinery فرايند فيشر–تروپش زيست‌فناوري Pellets
        تيله‌ساز stove وابسپارش گرمايي

مفاهيم    

    Cellulosic ethanol Energy content of biofuel Energy crop Energy forestry EROEI Food vs. fuel Issues Sustainable biofuel

    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ آفتابگردان موجود است

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۶:۳۶
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

اكبر جوجه
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
لوگوي اكبر جوجه

اكبر جوجه، نام يك رستوران زنجيره‌اي و نيز لقب علي‌اكبر كلبادي بنيان‌گذار اين رستوران‌ها و ابداع كننده اين غذاست. اين نام اكنون به صورت نام يك غذاي مازندراني درآمده است.

محتويات

    ۱ رستوران
    ۲ غذا
    ۳ شكايت
    ۴ منابع

رستوران

در سال ۱۳۲۳ رستوران اكبر جوجه در جادّهٔ قديم شهرستان گلوگاه (واقع در شرق استان مازندران) افتتاح شد. كار اين رستوران به سرعت رونق گرفت و وي با همكاري برادرانش به تدريج شعبه‌هايي در نقاط مختلف مازندران و گلستان راه‌اندازي كرد.

در دهه ۷۰ تعداد زيادي رستوران تحت عنوان اكبر جوجه افتتاح شد كه اين امر شكايت برادران كلبادي را، به عنوان صاحبان نام تجاري اكبر جوجه، به همراه داشت. امروزه رستورانهاي زنجيره‌اي اكبر جوجه در استان‌هاي مختلف ايران شعبه دارند و بيشترين شعبه‌ها در استان مازندران و گلستان واقع شده‌اند و همگي داراي لوگوي هماهنگ، با ذكر نام اكبر جوجه و برادران كلبادي، هستند.

رستوران‌هاي اكبر جوجه در سال ۲۰۰۹ برنده جايزه مقام سوم نوآوري در نمايشگاه تكنوپل روسيه شدند.[۱]
غذا

اين غذا هم اكنون به صورت يكي از غذاهاي محلي مازندران درآمده است. ابتدا جوجه‌هاي محلي يك روز در آب و ليمو خوابانده مي‌شود و سپس با روغن سرخ مي‌شوند و به همراه برنج زعفراني و مقداري رب انار شيرين سرو مي‌شود.[۲]
شكايت

در اسفند ۱۳۹۵، جمعي از رستوران‌داران كشور شكوائيه‌اي را از اداره مالكيت صنعتي به دليل انحصاري كردن يك غذاي محلي (اكبر جوجه) به نام يك فرد خاص را به كميسيون اصل ۹۰ مجلس ارائه كردند.

در بخشي از اين شكوائيه آمده است:

غذاي محلي و معروف اكبر جوجه از دهه چهل در نواحي شمال كشور و در مجالس و رستورانها بعنوان غذاي محلي مانند ساير غذاها از قبيل ميرزاقاسمي، جوجه ناردون، فسنجان و بسياري ديگر از غذاهاي محلي مورد طبخ قرار مي‌گيرد. اما متأسفانه اداره مالكيت صنعتي در اقدامي غيرمرسوم و شائبه برانگيز اقدام به ثبت نام اكبر جوجه در قالب علامت كرده و مالكيت تبليغ و توزيع اين غذا را در انحصار يك شخص قرار داده است.

در بخش ديگري از اين نامه اعتراضي با تأكيد بر اينكه اداره مالكيت صنعتي با ثبت نام غذاي اكبرجوجه در قالب علامت تجاري عملاً ديگر رستوران داران را از تبليغ وطبخ اين غذاي محلي منع كرده و توزيع غذاي فوق را منحصراً در اختيار يك شخص قرار داده عنوان شده است: اگر رستوران داري غذاي اكبر جوجه را تبليغ و يا توزيع كند مالك اين علامت قانوناً حق داشته عليه وي شكايت و كليه تبليغاتي كه نام اكبر جوجه در آن ذكر شده را جمع‌آوري و امحا كند در حاليكه حق طبيعي هر رستوران داري است كه غذاهاي مورد عرضه را به صور مختلف تبليغ كند كه متأسفانه مالك اين علامت با حق قانوني ايجاد شده براي وي، عليه رستوران داراني كه بدون اجازه اقدام به تبليغ غذاي اكبرجوجه كنند به شدت برخورد مي‌كند. رستوران داران در پايان اين نامه انحصاري كردن نام اين غذاي محلي را بر خلاف رويه مرسوم و اصل رقابت آزاد دانسته و از مراجع ذي صلاح خواستار رسيدگي به اين معضل شده‌اند.[۳]
منابع

تبيان. «تاريخچه اكبر جوجه».
همشهري آنلاين. «آشنايي با روش تهيه اكبر جوجه - غذاي محلي استان مازندران».

    nn=13951205000866

    يزد فردا
    مازندونومه

    كتاب آشپزي ويكي‌كتاب يك دستور آشپزي در اين رابطه دارد:
اكبر جوجه


شركت‌هاي غذايي در ايران

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۶:۱۱
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

ته ديگ
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
ته‌ديگ نان لواش
آلبالو پلو با ته ديگ.

ته ديگ به قسمتي از پلو كه به ته ديگ چسبيده و برشته شده باشد گفته مي‌شود. ته ديگي جزء برشته‌اي از غذا است كه به ديگ مي‌چسبد. ناظم الاطباء مي‌گويد:[۱]

    «قسمتي از پلو يا چلو كه در ته ديگ رنگ سرخ گيرد و برنج‌ها بهم پيوسته مي‌گردد. قسمت زيرين پلو و چلو كه سرخ و سخت شده باشد. اگر ته ديگ حاوي مواد ديگري به جز برنج باشد به آن ته چين گفته مي‌شود.»

محتويات

    ۱ انواع
    ۲ جستارهاي وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پيوند به بيرون

انواع
ته‌ديگ سيب‌زميني

انواع ته ديگ:

    ته ديگ برنج
    ته ديگ نان (ترجيحاً لواش يا تافتون. از سنگك و بربري پرهيز كنيد.)
    ته ديگ سيب زميني
    ته ديگ ته چين (با ماست و زعفران)
    ته ديگ برگ مو (مناسب آلبالوپلو)
    ته ديگ كاهو (براي باقلاپلو)
    ته ديگ ماكاروني (گاهي با ته ديگ سيب زميني تركيب مي‌شود)
    ته ديگ پياز
    ته ديگ تره فرنگي
    ته ديگ املت
    ته ديگ كدو سبز
    ته ديگ باقالي

جستارهاي وابسته

    ته‌چين

منابع

    ته ديگ

    لغت‌نامه دهخدا
    آشپزي رزا منتظمي , كول آفر پريديكشنز

پيوند به بيرون
    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ ته ديگ موجود است.
[نهفتن]

    ن ب و

آشپزي ايراني
[نهفتن]
غذاها
پلوها و چلوها
   
آلبالوپلو • استانبولي • باقلاپلو • پلو زعفراني • پتله پلو • ته‌چين • چلو • چلو كره • دمپختك • رشته‌پلو • زرشك‌پلو • سبزي‌پلو • شويدباقلا • شيرين‌پلو • عدس‌پلو • قابلي • قيمه‌نثار • كته • كلم‌پلو • دمپختك باقلا • لوبياپلو • ماش‌پلو • مرصع‌پلو • نخودپلو • هويج‌پلو • والك‌پلو • ته ديگ
خورش‌ها
   
آذربايجان • باميه • به با آلو • چشم‌بلبلي • چغاله بادام • دال عدس • ريواس • فسنجان • قليه‌ماهي • قليه‌ميگو • قورمه‌سبزي • قيمه • بادمجان • قيمه بادمجان • قيمه بوشهري • قيمه گيلان • قيمه‌نثار • قيمه يزد • كدوبادمجان • كرفس • كنگر • گوجه سبز • لوبيا سفيد • ماست • مرغ ترش • مسماي مرغ • هويج • خلال بادام • اكبر جوجه
كباب‌ها
   
بختياري • برگ • نان و كباب • بره درسته • بلغاري • بناب‌كباب • تابه‌اي • جوجه‌كباب • چنجه • حسيني • سلطاني • سيخي • شيشليك • كباب غاز • قرقاول • قفقازي • كبك • كوبيده • لقمه زعفراني • لوله • ماهي‌كباب • ميله‌اي • يوناني • دنده كباب • خوئك • جگر • دل • قلوه • كته كباب • خوش‌گوشت • شامي كباب
خوراك‌هاي پُرآب
   
آب‌گوشت • آب‌دوغ خيار • انواع آش • اشكنه • چغور پغور • ديزي • زيره‌جوش • سيرابي شيردان • كله‌پاچه • شامي • شله مشهدي • شيربرنج • عدسي • انواع كوفته • تاس‌كباب •
ديگر خوراك‌ها
   
بريان اصفهان • آب پيازك • اشپل • باسترما • باقلاقاتوق • برياني • بوراني (اسفناج • بادنجان) • پيچك • ترشي‌تره • ترخينه • دلمه • حليم بادمجان • حليم بوقلمون • دوپيازه آلو • خاگينه • خالي آوي • خوتكافسنجان • خوراك مغز • دست‌پيچ • دويماش • دلمه • ساندويچ بندري • سمبوسه • فلافل • كاچي • كاله‌جوش • كتلت • كشك بادنجان • كوكو • گيپا • گوندي • لونگي • ماهي افلاطوني • ماهي ساجي ميانه • ميرزاقاسمي • نازخاتون • نرگسي • واويچكا
نان‌ها
   
لواش • سنگك • بربري • تافتون • ساجي
آشپزي نواحي ايران
   
آشپزي آذربايجان‏ • غذاهاي مازندراني • آشپزي گيلان‏ • غذاهاي شيرازي • آشپزي بختياري

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۵:۳۴
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

ستاره‌اي (سرده)
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
گل‌ستاره‌ايان
گل‌ستاره‌ايان، Aster
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
راسته:     ميناسانان
تيره:     كاسنيان
زيرتيره:     كاسنيان آستروئيده
سرده:     Aster

ستاره‌اي (نام علمي: Aster) نام يك سرده از تيره كاسنيان است.
گونه‌ها

    ميناي دائم-Aster alpinus
    Aster amellus -Aster amellus
    Aster linosyris-Aster linosyris
    Aster scaber-Aster scaber
    Aster tataricus-Aster tataricus
    Aster tongolensis-Aster tongolensis
    Aster tripolium-Aster tripolium

منابع

    مشاركت‌كنندگان ويكي‌پديا، «Aster (genus)»، ويكي‌پدياي انگليسي، دانشنامهٔ آزاد (بازيابي در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۴).

پيوند به بيرون
    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ ستاره‌اي (سرده) موجود است.
نشان خرد     اين يك مقالهٔ خرد زيست‌شناسي است. با گسترش آن به ويكي‌پديا كمك كنيد
=============
سريش استپي
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
سريش استپي
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
Division:     گياهان گلدار
رده:     تك‌لپه‌اي‌ها
راسته:     مارچوبه‌سانان
تيره:     علف‌درختان
زيرتيره:     سريشيان
سرده:     سريش
گونه:     E. inderiensis
نام علمي
Eremurus inderiensis

سريش استپي (نام علمي: 'Eremurus inderiensis') نام يكي از گونه‌هاي سردهٔ سريش است. در مناطق استپي خشك ديده مي شود. اين گونه با سريش تماشائي بسيار نزديك است. رنگ گل‌ها قهوه‌اي سبز و دمگل‌هاي كوتاه افراشته و با برگ‌ها و ساقهٔ پوشيده از كرك‌هاي نرم و ريز مشاهده مي‌شود. زمان گلدهي در ماه ارديبهشت است.[۱]
پانويس

    پروندلبو، لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور، ۲۰.

منابع

    پروندلبو و هانس رونه‌مارك. لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور. چاپ اول. تهران: موسسه گياه‌شناسي ايران، ۱۳۵۵.

پيوند به بيرون

براي مشاهده عكس به سايت‌هاي زير مراجعه شود.

    «Eremurus inderiensis». the Global Species. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در 2012 14 june. بازبيني‌شده در 2012 14 june.

[نهفتن]

    ن ب و

لاله‌ها و زنبق‌ها و گونه‌هاي مجاور در ايران
سرده‌ها    

    تمشكين جام زرين خيارك زعفران سريش سگ دندان سنبل سورنجان شيرمرغ كوله‌خاس كلاغك گل برفي گرمينه گلايول لاله لاله واژگون مهر سليمان نجم‌آبي نجم طلايي نرگس والك دانه برفي

گونه‌هاي لاله    

    آتشي اروميه مرواريد ايراني باغچه‌اي بيشه‌زار حافظي خط‌دار ريزه كوهي نيلوفرآبي هفت‌رنگ

گونه‌هاي زنبق    

    اروميه ايراني پروانه‌اي خراساني توري دماوند دورنگ سيمين‌رگه شفاف كماني گل‌چمني گل‌درشت ليمويي ماد نمكزار نيمروز

گونه‌هاي لاله واژگون    

    ايراني حنائي زاگرس شطرنجي غرب قوزي

گونه‌هاي زعفران    

    آلمه بنفش جوقاسم زعفران خوراكي خزر دوگله زاگرس زيبا

گونه‌هاي والك    

    بلند پياز ژنگ پياز كويري سيرك چاك پياز زيبا ستاره‌اي سوري كوچك مارپيچ

گونه‌هاي گل‌حسرت    

    ايراني برف‌دوست زاگرسي زيبا ياسمني‌ كم‌رنگ يزدي

گونه‌هاي سريش    

    استپي ايراني تماشائي زرين ستبر طناز كپت‌داغ ليموئي

گونه‌هاي متفرقه    

    تمشكين پرپشت جام زرين پائيزه جام زرين كورش جام زرين گلستان خيارك سگ دندان سنبل آسماني سنبل طوسي سنبل آسماني سنبلك چالوس سنبلك قفقاز سنبلك سرمه كلاغ سوسن چلچراغ شيرمرغ پاكوتاه شيرمرغ كماني كوله‌خاس گرگاني گلايول اسبك گلايول ايراني گلايول سياه مهر سليمان دانه‌قرمز مهر سليمان دانه‌آبي نجم‌آبي ايراني نجم‌آبي لب‌برگشته نجم‌آبي گيلاني نجم طلايي برگ پهن نجم طلايي توري

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۵:۰۴
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

پياز (گياه)
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
    اين نوشتار به هيچ منبع و مرجعي استناد نمي‌كند. لطفاً با افزودن يادكرد به منابع قابل اعتماد به بهبود اين نوشتار كمك كنيد. مواد بدون منبع ممكن است به چالش كشيده و حذف شوند.
پياز نرگس

پياز يا سوخ ساقه‌اي كوچك با برگ‌هايي پرگوشت در قسمت زيرزميني گياهان است. غذاي گياه براي استفاده در زمستان در پياز آن ذخيره مي‌شود.

پياز يا سوخ اندام اختصاصي‌شدهٔ زيرزميني و اغلب پوشيده از فلس‌هاي ضخيم گوشتي است كه دربرگيرندهٔ محور ساقه‌اي كوتاه و گوشتي و به‌طور معمول عمودي است.

در پايان زمان گل‌دادن گياه، پياز شروع به رشد مي‌كند. پس از مدتي، گل‌ها پژمرده مي‌شوند و تنها پياز است كه باقي مي‌ماند و منبع غذايي جوانه‌هاي تازه مي‌شود.
نگارخانه

    Lilium lancifolium bulbils.jpg
    Alliumvineale1web.jpg
    Allium fistulosum bulbifera0.jpg

[نهفتن]

    ن ب و

گياه‌شناسي
تاريخچه گياه‌شناسي
Subdisciplines    

    Plant systematics مردم‌گياه‌شناسي ديرين‌گياه‌شناسي Plant anatomy Plant ecology Phytogeography
        Geobotany گياگان فيتوشيمي گياه‌پزشكي خزه‌شناسي جلبك‌شناسي Floristics درخت‌شناسي

گروه‌هاي گياه    

    جلبك باستان‌گياهيان خزه‌تباران گياهان بدون-آوند آوندداران پيدازادان سرخس‌تباران بازدانگان گياهان گلدار
        گندميان

ريخت‌شناسي گياهي
(glossary)
   
ياخته‌هاي گياهي    

    ديواره ياخته فراگموپلاست ديسه پلاسمودسم واكوئل

بافت    

    مريستم بافت آوندي
        دسته‌هاي آوندي بافت زمينه
        برگ چوب‌پنبه چوب اندام‌هاي ذخيره

Vegetative    

    ريشه ريزوئيد پياز زمين‌ساقه Shoot
        ساقه برگ
            دمبرگ Cataphyll غنچه Sessility

ساختار زايشي گياه
(گل)    

    Flower development گل‌آذين
        Umbel گل‌آذين خوشه‌اي برگك پايك گل
        Whorl Floral symmetry گل‌نگاره فرمول گل نهنج Hypanthium (Floral cup)| گل‌پوش
        Tepal گلبرگ كاسبرگ اسپوروفيل Gynoecium
        تخمدان
            تخمك كلاله مامه‌دان پرچم
        پرچم Staminode گرده Tapetum Gynandrium گامتوفيت اسپوروفيت رويان ميوه
        كالبدشناسي ميوه سته كپسول بذر
            انتشار دانه درون‌دانه

Surface structures    

    Epicuticular wax كوتيكول گياهي روپوست روزنه هوايي شهد Trichome خار

    Plant physiology Materials

   

    Nutrition فتوسنتز
        سبزينه هورمون گياهي ترادمش آماسيدگي Bulk flow Aleurone فيتوملانين شكر شيره گياهي نشاسته سلولز

Plant growth and habit    

    رشد ثانويه گياهان چوبي گياهان علفي Habit
        ويره
            گياهان بالارونده درختچه‌ها‌ درختان گياهان آب‌دار

Reproduction

    Evolution بوم‌شناسي

   

    Alternation of generations هاگدان
        هاگ Microsporangia
            ميكروسپور هاگدان
            مگاسپور گرده‌افشاني
        Pollinator Pollen tube Double fertilization جوانه زدن Evolutionary development Evolutionary history
        timeline Hardiness zone

آرايه‌شناسي گياهي    

    History of plant systematics مجموعه گياهان خشك شده آرايه‌شناسي Botanical nomenclature
        نام گياه‌شناسي نام صحيح يادكرد مؤلف قوانين جهاني نام‌گذاري براي جلبك‌ها، قارچ‌ها و گياهان - for Cultivated Plants (ICNCP)| طبقه آرايه‌شناختي International Association for Plant Taxonomy (IAPT)| Plant taxonomy systems Cultivated plant taxonomy
        Citrus taxonomy cultigen
            رقم Group grex

Practice    

    برزشناسي گل‌كاري جنگل‌داري باغباني علمي

    Lists Related topics

   

    Botanical terms Botanists
        by author abbreviation Botanical expedition

    Categoryرده:گياه‌شناسي Commons pageCommons Portalدرگاه:گياه‌شناسي WikiProjectويكي‌پديا:ويكي‌پروژه گياهان

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۴:۳۲
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

زنبق لاتيفوليا
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
زنبق لاتيفوليا
زنبق لاتيفوليا، Iris latifolia
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
راسته:     مارچوبه‌سانان
تيره:     زنبقيان
سرده:     زنبق
زيرسرده:     Xiphium
گونه:     I. latifolia
نام علمي
Iris latifolia

زنبق لاتيفوليا (نام علمي: Iris latifolia) نام يك گونه از سرده زنبق است.
منابع

    مشاركت‌كنندگان ويكي‌پديا، «Iris latifolia»، ويكي‌پدياي انگليسي، دانشنامهٔ آزاد (بازيابي در ۱۸ آوريل ۲۰۱۷).

پيوند به بيرون
    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ زنبق لاتيفوليا موجود است.
نشان خرد     اين يك مقالهٔ خرد زيست‌شناسي است. با گسترش آن به ويكي‌پديا كمك كنيد.
ر
=================
زنبق ليمويي
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
زنبق ليمويي
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
Division:     گياهان گلدار
(طبقه‌بندي‌نشده):     تك‌لپه‌اي‌ها
راسته:     مارچوبه‌سانان
تيره:     زنبقيان
زيرتيره:     Iridoideae
تبار:     Irideae
سرده:     زنبق
گونه:     I. imbricata
نام علمي
Iris imbricata

زنبق ليمويي (نام علمي: Iris imbricata) يكي از گونه‌هاي سردهٔ زنبق است. ارتفاع گياه ۶۰ سانتيمتر است. ريزوم منشعب خيلي ضخيم و كمرنگ آن نزديك سطح خاك رشد مي‌كند. ويژگي هاي اين گونه عبارت است از برگ‌هاي پهن و تا حدودي سبز مايل به آبي و گل‌هاي زرد كمرنگ كه داراي ريشي از موهاي بلند در طول خط مياني آويزه‌هاي خود هستند. در قسمت هاي مرتفع جنگل يا در بالاي جنگل‌هاي سمت شمالي سلسله جبال البرز روئيده و به خصوص در قسمت هاي مرتفع دره چالوس بسيار ديده مي‌شود. فصل گلدهي ارديبهشت تا خرداد است.[۱]
پانويس

    پروندلبو، لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور، ۷۰.

منابع

    پروندلبو و هانس رونه‌مارك. لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور. چاپ اول. تهران: موسسه گياه‌شناسي ايران، ۱۳۵۵.

    Iris imbricata

    'Iris imbricata

    'Iris imbricata

[نهفتن]

    ن ب و

لاله‌ها و زنبق‌ها و گونه‌هاي مجاور در ايران
سرده‌ها    

    تمشكين جام زرين خيارك زعفران سريش سگ دندان سنبل سورنجان شيرمرغ كوله‌خاس كلاغك گل برفي گرمينه گلايول لاله لاله واژگون مهر سليمان نجم‌آبي نجم طلايي نرگس والك دانه برفي

گونه‌هاي لاله    

    آتشي اروميه مرواريد ايراني باغچه‌اي بيشه‌زار حافظي خط‌دار ريزه كوهي نيلوفرآبي هفت‌رنگ

گونه‌هاي زنبق    

    اروميه ايراني پروانه‌اي خراساني توري دماوند دورنگ سيمين‌رگه شفاف كماني گل‌چمني گل‌درشت ليمويي ماد نمكزار نيمروز

گونه‌هاي لاله واژگون    

    ايراني حنائي زاگرس شطرنجي غرب قوزي

گونه‌هاي زعفران    

    آلمه بنفش جوقاسم زعفران خوراكي خزر دوگله زاگرس زيبا

گونه‌هاي والك    

    بلند پياز ژنگ پياز كويري سيرك چاك پياز زيبا ستاره‌اي سوري كوچك مارپيچ

گونه‌هاي گل‌حسرت    

    ايراني برف‌دوست زاگرسي زيبا ياسمني‌ كم‌رنگ يزدي

گونه‌هاي سريش    

    استپي ايراني تماشائي زرين ستبر طناز كپت‌داغ ليموئي

گونه‌هاي متفرقه    

    تمشكين پرپشت جام زرين پائيزه جام زرين كورش جام زرين گلستان خيارك سگ دندان سنبل آسماني سنبل طوسي سنبل آسماني سنبلك چالوس سنبلك قفقاز سنبلك سرمه كلاغ سوسن چلچراغ شيرمرغ پاكوتاه شيرمرغ كماني كوله‌خاس گرگاني گلايول اسبك گلايول ايراني گلايول سياه مهر سليمان دانه‌قرمز مهر سليمان دانه‌آبي نجم‌آبي ايراني نجم‌آبي لب‌برگشته نجم‌آبي گيلاني نجم طلايي برگ پهن نجم طلايي توري

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۴:۱۰
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

زنبق گل‌چمني
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
زنبق گل‌چمني
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
Division:     گياهان گلدار
(طبقه‌بندي‌نشده):     تك‌لپه‌اي‌ها
راسته:     مارچوبه‌سانان
تيره:     زنبقيان
زيرتيره:     Iridoideae
تبار:     Irideae
سرده:     زنبق
گونه:     I. songarica
نام علمي
Iris songarica

زنبق بياباني، زنبق صحرايي[۱]، زنبق گل‌چمني (نام علمي: Iris songarica) يكي از گونه‌هاي سردهٔ زنبق است. ارتفاع گياه ۵۰ سانتيمتر است. اين گونه بصورت دسته‌هاي بزرگي روئيده كه بعضي مواقع قطر آن به ۵۰ سانتيمتر مي‌رسد. برگ‌هاي باريك چرمي و بادوام افراشتهٔ آن كه ۱ و نيم تا ۲ و نيم ميلي‌متر عرض دارند اغلب بلندتر از گل‌ها هستند. ظهور توده‌هاي اين گياه در بسياري از مناطق ممكن است به دليل عدم تغديهٔ احشام از آن باشد و همچنان كه اكثر افراد جامعه گياهي در نتيجهٔ چراي بيش از حد از بين مي‌روند اين امكان براي گونهٔ فوق حاصل مي‌گردد كه در جاي ساير گياهان در تمام دشت‌هاي خشك و دامنه‌هاي اراضي مرتفع از ۹۰۰ تا ۲۵۰۰ متر ارتفاع پراكنده گردد. فصل گلدهي فروردين تا خرداد است.[۲]
پانويس

مظفريان، فرهنگ نام‌هاي گياهان ايران، ۲۹۱.

    پروندلبو، لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور، ۷۰.

منابع

    مظفريان، ولي‌الله. فرهنگ نام‌هاي گياهان ايران: لاتيني، انگليسي، فارسي. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۷۵. شابك ‎۹۶۴-۵۵۴۵-۴۰-۴.
    پروندلبو و هانس رونه‌مارك. لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور. چاپ اول. تهران: موسسه گياه‌شناسي ايران، ۱۳۵۵.

پيوند به بيرون

براي مشاهده عكس به سايت‌هاي زير مراجعه شود.

    «Iris songarica». efloras.org. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در 2012 13 june. بازبيني‌شده در 2012 13 june. (بر روي ضربدر عكس كليك شود.)
    «Iris songarica 🌱 of 1». SIGNA. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در 2012 13 june. بازبيني‌شده در 2012 13 june.

[نهفتن]

    ن ب و

لاله‌ها و زنبق‌ها و گونه‌هاي مجاور در ايران
سرده‌ها    

    تمشكين جام زرين خيارك زعفران سريش سگ دندان سنبل سورنجان شيرمرغ كوله‌خاس كلاغك گل برفي گرمينه گلايول لاله لاله واژگون مهر سليمان نجم‌آبي نجم طلايي نرگس والك دانه برفي

گونه‌هاي لاله    

    آتشي اروميه مرواريد ايراني باغچه‌اي بيشه‌زار حافظي خط‌دار ريزه كوهي نيلوفرآبي هفت‌رنگ

گونه‌هاي زنبق    

    اروميه ايراني پروانه‌اي خراساني توري دماوند دورنگ سيمين‌رگه شفاف كماني گل‌چمني گل‌درشت ليمويي ماد نمكزار نيمروز

گونه‌هاي لاله واژگون    

    ايراني حنائي زاگرس شطرنجي غرب قوزي

گونه‌هاي زعفران    

    آلمه بنفش جوقاسم زعفران خوراكي خزر دوگله زاگرس زيبا

گونه‌هاي والك    

    بلند پياز ژنگ پياز كويري سيرك چاك پياز زيبا ستاره‌اي سوري كوچك مارپيچ

گونه‌هاي گل‌حسرت    

    ايراني برف‌دوست زاگرسي زيبا ياسمني‌ كم‌رنگ يزدي

گونه‌هاي سريش    

    استپي ايراني تماشائي زرين ستبر طناز كپت‌داغ ليموئي

گونه‌هاي متفرقه    

    تمشكين پرپشت جام زرين پائيزه جام زرين كورش جام زرين گلستان خيارك سگ دندان سنبل آسماني سنبل طوسي سنبل آسماني سنبلك چالوس سنبلك قفقاز سنبلك سرمه كلاغ سوسن چلچراغ شيرمرغ پاكوتاه شيرمرغ كماني كوله‌خاس گرگاني گلايول اسبك گلايول ايراني گلايول سياه مهر سليمان دانه‌قرمز مهر سليمان دانه‌آبي نجم‌آبي ايراني نجم‌آبي لب‌برگشته نجم‌آبي گيلاني نجم طلايي برگ پهن نجم طلايي توري

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۳:۴۴
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

كباب
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
Kebab.jpg

كَباب يكي از معروف‌ترين غذاهاي مورد علاقه مردم خاورميانه، به‌خصوص ايران و قفقاز است. در تهيه و پخت بيشتر كباب‌ها از گوشت قرمز بره يا گوساله استفاده مي‌شود. همچنين در مراحل تهيه اكثر كباب‌ها از پياز و ادويه‌جات استفاده زيادي مي‌شود. نوعي از آنچه در ايران با نام كباب چنجه ناميده مي‌شود نيز در كشورهاي غربي با نام شيش‌كباب شناخته شده و معروف است. همچنين آنچه در ايران با نام كباب كوبيده معروف است در قفقاز به نام كلي كباب يا در برخي نقاط به نام لوله‌كباب شناخته مي‌شود.

كباب را به سيخ فلزي يا چوبي كشيده و در برابر آتش مستقيم قرار مي‌دهند تا پخته شود. اندازه و قطر كباب بسته به نوع آن و سليقه فردي كه آن را تهيه مي‌كند متفاوت مي‌باشد.

چربي فراوري نشده‌اي كه در هنگام طبخ غذا از بافت‌هاي پرچربي يا استخوان‌هاي گوسفند يا گاو و نيز در هنگام كباب كردن از گوشت خارج مي‌شود به «اشك كباب» معروف است.[۱]
كباب ايراني

از معروفترين انواع كباب‌هاي ايراني مي‌توان كباب چنجه - كباب ترش - كباب كوبيده - كباب برگ - كباب سلطاني - كباب دوش - جوجه كباب - كباب شيشليك - كباب بختياري و… را نام برد.

    كباب چنجه از گوشت‌هاي تكه شده متوسط استفاده مي‌شود.
    كباب ترش كه كباب مخصوص استان گيلان است از گوشت گوساله تازه و مواد ترش كننده استفاده مي‌شود، اين مواد از رب انار ترش و يا رب نارنج و مغز گردو ساييده تهيه مي‌شود.
    كباب كوبيده از مواد گوشت چربي‌دار چرخ كرده و پياز تهيه مي‌شود.
    كباب برگ و سلطاني به دليل برش‌هاي گوشت كه پهن و بزرگ مي‌باشند به اين نام معروفند.
    كباب دوش از پشت گردن و دوش گاو توليد مي‌شود و به دليل دارا بودن رگه‌ها چربي لذيذي كه در آن موجود است لذت كباب را دوچندان مي‌كند. اندازه‌هاي آن هم مانند چنجه داراي برش‌هاي متوسط است. اين نوع كباب هم از سري كباب‌هايي است كه در استان گيلان و شهرستان رشت بسيار توليد و مصرف مي‌شود و به عنوان يكي از غذاهاي كبابي شهر رشت معروف است.
    جوجه كباب با دو نوع با استخوان و بدون استخوان توليد مي‌شود كه از گوشت مرغ و يا جوجه استفاده مي‌شود.
    كباب شيشليك از سري كباب‌هاي مخصوص استان خراسان بوده و براي تهيه آن از بخش‌هاي دنده گوسفند و گاهي گوساله و يا گاو جوان استفاده مي‌شود كه با همان استخوان دنده به سيخ كشيده مي‌شود. اين كباب نيز داراي طرفداران زيادي است.
    كباب بختياري كبابي است كه در سيخ آن يك در ميان از تكه‌هاي گوشت و تكه‌هاي برش خورده مرغ استفاده مي‌شود.

نگارخانه
كباب كوبيده

    پلو
    خورش
    خواباندن (روش پخت)

منابع و پيوند به بيرون

    واژه‌هاي مصوّب فرهنگستان تا پايان سال ۱۳۸۹ (مجموع هشت دفتر فرهنگ واژه‌هاي مصوّب فرهنگستان)

    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ كباب موجود است.

    نسرين بوجاري، ۶۰نوع كباب، همدان، نشر طلا، ۱۳۸۶.
    گن‍جي‍نه هن‍ر آشپ‍زي دانش، ته‍ران، نشر ايم‍ان، ۱۳۸۴. شابك: ۹۶۴-۶۸۲۰-۲۸-x

[نمايش]

    ن ب و

آشپزي ايراني
[نمايش]

    ن ب و

آشپزي ارمنستان
[نمايش]

    ن ب و

غذاها، شيريني‌ها و خوراكي‌هاي سنتي افغاني
[نمايش]

    ن ب و

روش‌هاي پخت‌وپز
[نمايش]

    ن ب و

آشپزي
[نمايش]

    ن ب و

گوشت


نشان خرد     اين يك مقالهٔ خرد پيرامون آشپزي است. با گسترش آن به ويكي‌پديا كمك كنيد.

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۳:۱۶
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

جام زرين (سرده)
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
سردهٔ جام زرين
Sternbergia lutea
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياهان
(طبقه‌بندي‌نشده):     گياهان گلدار
(طبقه‌بندي‌نشده):     تك‌لپه‌اي‌ها
راسته:     مارچوبه‌سانان
تيره:     نرگسيان
زيرتيره:     Amaryllidoideae
سرده:     جام زرين
Waldst. & Kit.

جام زرين (نام علمي: Sternbergia) نام يك سرده از گياهان گلدار است. گياهاني هستند داراي پياز با برگ‌هاي قاعده‌اي خطي كه گل‌هاي منفرد آنها بر روي يك ساقه گل كوتاه بعضي مواقع زيرزميني و يا كم و بيش بلند قرار گرفته و بوسيلهٔ يك پوشش محافظ لوله‌اي سبز مايل به سفيد حفاظت مي‌شوند. گلپوش آنها افراشته، زردرنگ، زنگوله‌اي و مركب از قطعاتي است كه بصورت يك لولهٔ بلند در قاعده به همديگر متصل شده‌اند. ميوهٔ آن كپسول با دانه‌هاي زياد است. جنس كوچكي است با ۸ گونه كه به طور عمده در نواحي مديترانه شرقي پراكنده بوده و در ايران ۳ گونه از آن يافت مي‌شود. گونه‌هاي آن ممكن است با گل‌هاي حسرت يا زعفران‌ها اشتباه گردند ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه هيچ‌يك از گونه‌هاي گل حسرت ايران داراي گل زرد نبوده و زعفران‌ها نيز به دليل دارا بودن ۳ پرچم و علاوه بر آن غدهٔ كوچك گرد (نه پياز) و برگ‌هاي خيلي باريك‌تر قابل تشخيص هستند.[۱]

محتويات

    ۱ گونه‌هاي ايراني
    ۲ پانويس
    ۳ منابع
    ۴ پيوند به بيرون

گونه‌هاي ايراني

    جام زرين كورش (نام علمي: Sternbergia clusiana)
    جام زرين پائيزه (نام علمي: Sternbergia lutea)
    جام زرين گلستان (نام علمي: sternbergia fischeriana)

پانويس

    پروندلبو، لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور، ۶۰.

منابع

    پروندلبو و هانس رونه‌مارك. لاله‌ها و زنبق‌هاي ايران و گونه‌هاي مجاور. چاپ اول. تهران: موسسه گياه‌شناسي ايران، ۱۳۵۵.

پيوند به بيرون

    Pacific Bulb Society: Sternbergia

[نهفتن]

    ن ب و

لاله‌ها و زنبق‌ها و گونه‌هاي مجاور در ايران
سرده‌ها    

    تمشكين جام زرين خيارك زعفران سريش سگ دندان سنبل سورنجان شيرمرغ كوله‌خاس كلاغك گل برفي گرمينه گلايول لاله لاله واژگون مهر سليمان نجم‌آبي نجم طلايي نرگس والك دانه برفي

گونه‌هاي لاله    

    آتشي اروميه مرواريد ايراني باغچه‌اي بيشه‌زار حافظي خط‌دار ريزه كوهي نيلوفرآبي هفت‌رنگ

گونه‌هاي زنبق    

    اروميه ايراني پروانه‌اي خراساني توري دماوند دورنگ سيمين‌رگه شفاف كماني گل‌چمني گل‌درشت ليمويي ماد نمكزار نيمروز

گونه‌هاي لاله واژگون    

    ايراني حنائي زاگرس شطرنجي غرب قوزي

گونه‌هاي زعفران    

    آلمه بنفش جوقاسم زعفران خوراكي خزر دوگله زاگرس زيبا

گونه‌هاي والك    

    بلند پياز ژنگ پياز كويري سيرك چاك پياز زيبا ستاره‌اي سوري كوچك مارپيچ

گونه‌هاي گل‌حسرت    

    ايراني برف‌دوست زاگرسي زيبا ياسمني‌ كم‌رنگ يزدي

گونه‌هاي سريش    

    استپي ايراني تماشائي زرين ستبر طناز كپت‌داغ ليموئي

گونه‌هاي متفرقه    

    تمشكين پرپشت جام زرين پائيزه جام زرين كورش جام زرين گلستان خيارك سگ دندان سنبل آسماني سنبل طوسي سنبل آسماني سنبلك چالوس سنبلك قفقاز سنبلك سرمه كلاغ سوسن چلچراغ شيرمرغ پاكوتاه شيرمرغ كماني كوله‌خاس گرگاني گلايول اسبك گلايول ايراني گلايول سياه مهر سليمان دانه‌قرمز مهر سليمان دانه‌آبي نجم‌آبي ايراني نجم‌آبي لب‌برگشته نجم‌آبي گيلاني نجم طلايي برگ پهن نجم طلايي توري

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۲:۴۹
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

تيموس
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
(تغييرمسير از خوش‌گوشت)
    اين مقاله نيازمند تميزكاري است. لطفاً تا جاي امكان آن‌را از نظر املا، انشا، چيدمان و درستي بهتر كنيد، سپس اين برچسب را برداريد. محتويات اين مقاله ممكن است غير قابل اعتماد و نادرست يا جانبدارانه باشد يا قوانين حقوق پديدآورندگان را نقض كرده باشد.
    اين مقاله نيازمند ويكي‌سازي است. لطفاً با توجه به راهنماي ويرايش و شيوه‌نامه، محتواي آن را بهبود بخشيد.
تيموس
Illu thymus.jpg
شناسه‌ها
فهرست گري     p.۱۲۷۳
سرعنوان پزشكي     A۱۰٫۵۴۹٫۷۵۰
دورلندز
/السوير     Thymus
واژگان آناتومي     A13.1.02.001
اف‌ام‌اِي     9609
واژگان كالبدشناسي

تيموس (به انگليسي: Thymus)، آويشَنَگ يا خوش‌گوشت[۱] يك اندام تخصص يافته در دستگاه ايمني بدن است. تنها فعاليت شناخته آن بالغ كردن لنفوسيت تي (T-Lymphocyte)است كه سلول‌هاي حياتي براي دستگاه ايمني بدن هستند (يعني لنفوسيت‌هاي نابالغ از طريق خون به غده‌اي در پشت جناغ سينه به نام تيموس منتقل شده و در آنجا بالغ مي‌شوند).

آويشنگ يا خوش‌گوشت نامي است كه در آشپزي به غده‌هاي تيموس و لوزالمعده حيوانات معمولاً گوساله يا گوسفند كمتر از يك سال مي‌دهند.

تيموس از دو لوب تشكيل شده كه در جلوي بالاي ميان‌سينه mediastinum و در مقابل پيراشامه (پريكارد) و رگ‌هاي بزرگ و پشت جناغ قرار گرفته‌است. تيموس متشكل از دو لوب هرمي نابرابر متصل به هم توسط بافت سلولي، يك بافت لنفاوي، مترشحه هورموني براي كنترل لنفوسيت‌سازي است.

از لحاظ بافت‌شناسي تيموس به يك مغز مركزي (central medulla) و لايهٔ بيروني كه به وسيلهٔ روپوش بيروني احاطه شده تقسيم مي‌شود. بخش مركزي و بيروني هر كدام وظيفهٔ متفاوتي در توسعهٔ لنفوسيت تي دارند. سلول‌هاي بنيادي در مغز استخوان نقش اصلي را در توليد T-Cell دارند.

در نوزاد به اندازه قلب است.

وزن: در تولد ۱۵–۱۰ گرم، در بلوغ ۴۰–۳۰ گرم، در ميانسالي ۱۰ گرم

رنگ: در بچگي صورتي مايل به خاكستري، در ميانسالي زرد رنگ بعلت جايگزيني چربي زياد

محل: ميان‌سينه بالايي و پيشين (مدياستينوم سوپريور و آنتريور) مجاورات: در جلو (استرنوم، ۴ غضروف دنده اول، عضلات استرنوهايوئيد و استرنوتيرئيد)، در پشت (پريكارد، قوس آئورت و شاخه‌هايش، سياهرگ بازويي‌سري چپ، تراشه)

سرخرگ‌ها: شاخه‌هاي متعدد از سرخرگ سينه‌اي دروني

سياهرگ‌ها: شاخه‌هاي ريز به سياهرگ سينه‌اي دروني، يك سياهرگ درشت از پشت به سياهرگ بازويي‌سري (وريد براكيوسفاليك) چپ
فعاليت

در دو لوب تيموس، تيموسيت‌ها (thymusytes) به لنفوسيت-تي بلوغ پيدا مي‌كنند و اين سلول‌ها پس از بلوغ از تيموس مهاجرت كرده و مجموعهٔ لنفوسيت هاي-تي را به صورت يك مجموعهٔ جانبي تشكيل مي‌دهند. نبود تيموس در سال‌هاي اوليه كه از جهش ژنتيكي حاصل مي‌شود، موجب اختلال در دستگاه ايمني مي‌شود و مقاومت در برابر بيماري‌هاي عفوني را كاهش مي‌دهد. تجمع لنفوسيت هاي-تي در اوايل زندگي شروع مي‌شود، در نتيجه، عمل آن در افراد بزرگسال كاهش مي‌يابد. در افراد مسن به سختي تيموس قابل تشخيص است اما به فعاليت خود به عنوان يك غدهٔ درون ريز و براي تحريك دستگاه ايمني ادامه مي‌دهد.
Thymic corpuscle.jpg

و همچنين اين غده ترشح هورمون تيموزين را بر عهده دارد.
نگارخانه

    Illu endocrine system.png
    Illu lymphatic system.jpg
    Gray1175.png

منابع

    همشهري آن‌لاين

 

  • نظرات (0)
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
  • ۰۵:۴۲:۲۱
  • بازدید :
  • نویسنده : كارشناس تغذيه

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان